فرار از بدبینی نسبت به هوش مصنوعی

فرار از بدبینی نسبت به هوش مصنوعی

محمد حسن حیدری*

ترم گذشته، در یکی از مؤسسات آموزش عالی، یک درس اختیاریِ تک‌واحدی داشتم. از دانشجویان خواستم یک پژوهش دوصفحه‌ای تهیه کنند. یکی از دانشجویان، متن را تقریباً به‌طور کامل از هوش مصنوعی گرفته بود؛ بی‌آنکه حتی زحمت یک ویرایش ابتدایی را به خود بدهد.

در پاسخ به او نوشتم: «برای من مهم نیست که از هوش مصنوعی استفاده کرده‌ای؛ ناراحتی من از این است که بلد نیستی چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنی.»

 در واقع، مسئله من با این دانشجوی محترم، استفاده از هوش مصنوعی نبود؛ مسئله، واگذار کردن مسئولیت اندیشیدن به هوش مصنوعی بود.

 تاریخ فناوری نشان می‌دهد که تقریباً هر ابزار نوینی در آغاز با تردید، مقاومت و حتی هراس مواجه شده است. اینترنت، ماشین‌حساب، نرم‌افزارهای ترجمه و حتی ویکی‌پدیا، همگی زمانی به دلیل نگرانی از کاهش دقت یا تضعیف توانایی‌های انسانی مورد انتقاد قرار می‌گرفتند.

 در دهه ۱۳۸۰، آن هنگام که من دانشجوی دوره کارشناسی ارشد بودم، بسیاری از استادان و پژوهشگران استفاده از ویکی‌پدیا را نشانه ضعف پژوهش می‌دانستند؛ اما به‌تدریج جامعه دانشگاهی پذیرفت که ویکی‌پدیا، هرچند منبع نهایی پژوهش نیست، می‌تواند ابزاری مناسب برای جهت‌یابی اولیه، آشنایی با موضوع و یافتن منابع معتبر باشد.

 امروز، هوش مصنوعی در موقعیتی مشابه قرار گرفته است. بسیاری از منتقدان، مدل‌های زبانی را به تولید محتوای سطحی، خطاپذیر یا فاقد اصالت متهم می‌کنند؛ انتقادهایی که بی‌اساس هم نیست. با این حال، تمرکز صرف بر این کاستی‌ها، ظرفیت‌های واقعی این فناوری را نادیده می‌گیرد. هوش مصنوعی می‌تواند در پیش‌پردازش داده‌ها، ترجمه متون تخصصی، خلاصه‌سازی منابع، پیشنهاد ساختار مقاله، بازنویسی و ویرایش نوشته‌ها، استخراج ایده‌های اولیه و حتی نقد یک متن، دستیار ارزشمندی برای پژوهشگر باشد.

شاید بزرگ‌ترین خطا، آن باشد که هوش مصنوعی را جایگزین پژوهشگر تصور کنیم. این فناوری، در وضعیت کنونی خود، بیش از آنکه «جانشین» باشد، «دستیار» است. همان‌گونه که یک وکیل، قاضی یا استاد دانشگاه مسئولیت تصمیم‌ها و نوشته‌های خود را نمی‌تواند بر عهده منشی یا دستیار پژوهشی بگذارد، پژوهشگر نیز مسئول تمام مطالبی است که با کمک هوش مصنوعی تولید یا ویرایش می‌شود. ارزش واقعی پژوهش نه در حذف دستیار، بلکه در توانایی هدایت، ارزیابی و اصلاح عملکرد اوست.

 هوش مصنوعی وظایف زمان‌بر و مکانیکی، مانند ویرایش نگارشی، خلاصه‌سازی یا ترجمه را با سرعتی چشمگیر انجام می‌دهد و در بسیاری از فعالیت‌های خلاقانه، از پیشنهاد چارچوب‌های تحلیلی تا ارائه ایده‌های اولیه، توانایی قابل توجهی از خود نشان می‌دهد.

  با این همه، قضاوت، تحلیل، انتخاب میان دیدگاه‌های مختلف و سنجش اعتبار منابع، همچنان در قلمرو اندیشه انسانی باقی می‌ماند.

 برای مثال، یک مدل زبانی می‌تواند فهرستی از تمثیل‌های ادبی قرن نوزدهم را در اختیار پژوهشگر قرار دهد، اما تحلیل نسبت این تمثیل‌ها با زمینه‌های اجتماعی، تاریخی و فرهنگی آن دوره، همچنان نیازمند دانش، تجربه و قضاوت پژوهشگر است.

 مرز میان بهره‌گیری مسئولانه از هوش مصنوعی و سوءاستفاده از آن، در اخلاق پژوهش، ترسیم می‌شود. استفاده از این ابزار برای طراحی پرسش‌های اولیه، یافتن مسیرهای پژوهش، اصلاح نگارش یا نقد یک متن، نه‌تنها مذموم نیست، بلکه می‌تواند کیفیت و کارآمدی پژوهش را افزایش دهد. در مقابل، ارائه خروجی خام هوش مصنوعی بدون بررسی، ارزیابی و ویرایش، یا انتساب آن به‌عنوان حاصل اندیشه شخصی، با اصول امانت علمی و صداقت پژوهشی سازگار نیست.

 البته هوش مصنوعی نیز، مانند هر فناوری دیگری، محدودیت‌های خود را دارد. تولید اطلاعات نادرست با ظاهری کاملاً معتبر، پدیده‌ای که از آن با عنوان «توهم» (hallucination) یاد می‌شود، یکی از مهم‌ترین مخاطرات این ابزار است.

 افزون بر آن، وابستگی افراطی به هوش مصنوعی می‌تواند مهارت‌های بنیادین پژوهش، از جمله جست‌وجوی منابع، تحلیل انتقادی و استدلال مستقل را تضعیف کند. ازاین‌رو، پژوهشگر باید همواره خروجی‌های این فناوری را با منابع معتبر تطبیق دهد و مسئولیت نهایی صحت مطالب را شخصاً بر عهده بگیرد.

 همزیستی با هوش مصنوعی، همانند پذیرش بسیاری از فناوری‌های پیشین، نیازمند بازتعریف مرزهای مسئولیت و اخلاق حرفه‌ای است.

  اگر هوش مصنوعی در خدمت اندیشه اصیل، داوری انتقادی و مسئولیت‌پذیری قرار گیرد، نه تهدیدی برای علم، بلکه فرصتی برای ارتقای کیفیت پژوهش خواهد بود. مسئله اصلی، استفاده یا عدم استفاده از هوش مصنوعی نیست؛ مسئله آن است که آیا پژوهشگر همچنان صاحب اندیشه و تصمیم نهایی باقی می‌ماند یا مسئولیت تفکر خود را به ماشین واگذار می‌کند.

 از هوش مصنوعی گریزی نیست. آنچه باید تغییر کند، نه اصلِ پژوهش، بلکه قواعد بازی در عصر هوش مصنوعی است چه این که هوش مصنوعی جایگزیناندیشیدن نیست، جایگزین کارهای تکراری است.

 نوزدهم تیرماه ۱۴۰۵

 تهران

 

* وکیل کانون وکلای دادگستری مرکز

وبلاگ

ارسال نظر