فرار از بیاحتیاطی نسبت به مردگان
محمدحسن حیدری *
ناصر کاتوزیان در یکی از کتابهایش مینویسد: وقتی درباره کسانی که از دنیا رفتهاند سخن میگوییم، باید مراقب باشیم چیزی به آنان نسبت ندهیم یا از سخنانشان چیزی نکاهیم؛ چرا که دستشان از این دنیا کوتاه است و دیگر فرصتی برای دفاع از خود ندارند (نقل به مضمون).
برای کسی که تاریخ دانشکده حقوق و ادبیات حقوق مدنی ایران را میشناسد، حدس زدن دشوار نیست که این جمله، احتمالا پاسخی است به یکی از نویسندگان برجسته حقوق که در آثارش، مرحوم دکتر حسن امامی را «شارح اول قانون مدنی» معرفی میکند و در چند جا نیز مینویسد که مرحوم امامی در حیاط دانشکده، اشکالات علمی خود را با او در میان میگذاشته و از او کمک میخواسته است.
این حدس، درست باشد یا نباشد، اصل سخن کاتوزیان همچنان ارزشمند است.
احتیاط در برابر مردگان، هم نشانه شرافت است و هم شرط عقلانیت. آنان دیگر میان ما نیستند تا از خود دفاع کنند. ما هم دیر یا زود به همان سرنوشت دچار خواهیم شد. اگر امروز حرمت این قاعده را نگه نداریم، فردا نمیتوانیم از دیگران انتظار داشته باشیم که درباره ما جانب انصاف نگه دارند.
اینها را پس از دیدن یادداشتی در وبلاگ یکی از دانشآموختگان حقوق به یاد آوردم؛ کسی که با الفاظی دور از شأن نقد علمی، مرحوم کاتوزیان را به دلیل آنچه «نگرش فقهی» مینامید، مورد حمله قرار داده بود.
گمان میکنم او، با وجود آنکه بالاترین مدرک حقوق خصوصی را از یکی از معتبرترین دانشکدههای حقوق ایران گرفته است، آثار کاتوزیان را با دقت نخوانده باشد.
کاتوزیان نه فقه را وارد حقوق ایران کرد و نه اساساً میتوان او را حقوقدانی با نگرش صرفاً فقهی دانست. او فقه را بخشی از میراث حقوقی و تاریخی این سرزمین میدانست؛ میراثی که به تعبیر خودش، نمیگذاشت حقوق ایران صرفاً لباسی عاریتی از نظامهای حقوقی بیگانه بر تن کند.
او در بیشتر مباحث حقوق مدنی، آراء فقها را با دقت نقل میکند، اما کمتر پیش میآید که بدون بررسی یا اما و اگر آنها را بپذیرد. غالباً دیدگاههای حقوقدانان جدید، بهویژه نویسندگان فرانسوی، را نیز کنار آنها مینشاند و پس از مقایسه، یا نظر نویسندگان جدید را ترجیح میدهد یا راهحلی میانه برمیگزیند.
مقدمه مشهور او بر کتاب ضمان قهری، مقدمهای که خود نیز تصریح میکند ارتباط مستقیمی با موضوع کتاب ندارد، بهترین بیانگر روششناسی اوست.
کاتوزیان در دو دوره کاملاً متفاوت از تاریخ حقوق ایران زیست و هر دو را از نزدیک تجربه کرد:
دوره نخست، زمانی بود که بسیاری از فرنگرفتگان، بیآنکه اقتضائات جامعه ایران و «بعد مکان» را در نظر بگیرند، در پی پیاده کردن الگوهای حقوقی غرب بودند.
دوره دوم، سالهای پس از انقلاب بود؛ زمانی که گروهی دیگر، این بار، بیآنکه «بعد زمان» را در نظر بگیرند، میخواستند نظام حقوقی را صرفاً بر پایه برداشتهای سنتی بازسازی کنند.
هر دو جریان، به گونهای متفاوت، گرفتار افراط بودند.
در هر دو دوره نیز برخورد با مخالفان، گاه از مسیر گفتوگوی علمی خارج میشد؛ از دیوار کشیدن مقابل اتاق مرحوم دکتر حسن امامی گرفته تا اخراج غیرمنصفانه ناصر کاتوزیان از دانشگاه.
امروز که در عصر اینترنت و هوش مصنوعی زندگی میکنیم، حمله کردن به کسی که تمام سرمایه پژوهشیاش چند قفسه کتاب فقهی، مجموعهای محدود از کتابهای حقوق فرانسه در کتابخانه دانشکده حقوق و چند اثر حقوقی فارسی بوده، برای من بیش از آنکه نشانه شجاعت باشد، نوعی زمانپریشی است.
هنوز هم در برخی از کتابهای کتابخانه دانشکده، برگههای امانتی که به نام مرحوم کاتوزیان ثبت شده، باقی مانده است؛ یادگاری از روزگاری که پژوهش، با چند کتاب و سالها جستوجو پیش میرفت، نه با چند ثانیه جستوجو در اینترنت.
نقد کردن بزرگان، نه تنها مُجاز، که لازمه پیشرفت علم است. اما نقد، زمانی ارزشمند است که بر فهم دقیق آثار آنان استوار باشد، نه بر ساختن چهرهای که هرگز وجود نداشته است.
وگرنه، آنچه رخ میدهد، نقد نیست؛ تلاشی است برای بزرگ جلوه کردن با ایستادن بر شانه کسانی که دیگر فرصتی برای پاسخ گفتن ندارند.
ششم مرداد ۱۴۰۵
تهران
* وکیل کانون وکلای دادگستری مرکز