سرمقاله: انقلاب مشروطیت؛ تقدیر گریزناپذیرتاریخ

سرمقاله: انقلاب مشروطیت؛ تقدیر گریزناپذیرتاریخ

حسین عسکری راد*

اگر باور داشته باشیم که تاریخ با قانونمندی خاص خود، حرکتی طبیعی دارد و چون رودخانه ای با عبور از پستی- بلندی ها منظما به پاییندست لاجرم سرازیر میشود، آنگاه باید قبول کرد انقلاب مشروطیت در ایران یک حادثه ناگهانی نبود بلکه نتیجه ای محتوم و فراگرد مجموعه ای از پدیده های در هم تنیده با رابطه علت و معلولی و تاثیر متقابل عوامل متنوع و متعدد فرهنگی،اقتصادی، ارتباطی و سیاسی و به ویژه فن آوری بود که تقدیر را در ایران اینگونه و در چنین روزی رقم زد.

 صرف نظر از زمان‌هایی که ایران یکی از تمدن های قدیم جهان به شمار میرفت.

 در منظومه حرکت تاریخی دنیا بعد از عهد رنسانس و آغاز تاثیر تکنولوژی های نوین و سهولت رفت آمد در اکناف جهان، صفویان را باید دولتی پنداشت انسجام ملی را بر پایه شریعت در ایران بنیاد نهاد.

 در همین زمان، مستشرقین و نمایندگان دول خارجی در ایران امکان رفت و آمد یافتند و متقابلا مسافرت تجار ایرانی به اقصی نقاط جهان پدیده نوینی بود که جامعه ایرانی تجربه میکرد و از احوالات ملل و تمدن های دیگر اطلاع می یافت.

 به موازات سرعت این تحولات سلسله قاجار با دوگانه فساد دربار و تجددطلبی به قدرت رسید.

 رفت و آمدبرخی تجار و دلسوزان و علمای زمان به ممالک دیگر این پرسش را مطرح مینمود که چرا ایران عقب ماند.و چگونه میتوان از عقب ماندگی نجات یافت.

 هر کسی از ظن خود نسخه ای در ذهن داشت.

  میرزا یوسف خان مستشارالدوله مشکل ایران را یک کلمه میدانست و ان یک کلمه «قانون» بود و معتقد بود اگر در ایران قانون وجود داشته باشد دیگر نه ظلمی وجود خواهد داشت نه استبدادی و نه فقر و اختلافی چرا که قانون برای همه دردهای جامعه نسخه ای دارد که انرا درمان میکند.

 درباریانی که به همراه پادشاه به مسافرت اروپا رفته بودند برای تجدد ایران بفکر انتقال تکنولوژی افتادند ازجمله تعدادی فرزندان سرزمین را برای آموزش و فراگیری دانش و تکنیک به اروپا فرستادند تا اندوخته های دنیای مدرن را به ایران بازگردانند.

وسایل صنعتی، مدرسه، روزنامه، تلگراف و بسیاری پدیده های نوین به ایران آمد و چهره ایران و اندیشه مردمان از هر صنف تغیرات بنیادین نمود.

 حکومت قاجار که هنوز نسخه های قدیمی حکمرانی را اعمال میکرد بعنوان روبنایی سیاسی نمیتوانست با تغیرات بنیادین در کف جامعه سازگار باشد.

 نتیجه مبارزه این دوگانه ناسازگار، حرکت گروههای روشنفکری از هر قبیل بود حتی باورهای مذهبی و سنتی که در تمام تاروپود فرهنگی جامعه رسوخ داشت گفتمان جدیدی از خود که پیشرفت را مطالبه می کرد ارائه می نمود.

 ناصرالدین شاه به تیری از تفنگ میرزا رضای کرمانی از پای در آمد مظفرالدین میرزا که دهها سال مرفهی بی درد در ولیعهدی زیسته بود سکان حکومت را بدست گرفت و اصولا آرامش زندگی شخصی خود را به جنجال های حکمرانی برتری میداد.

 سیل خروشان مطالبات تجدد طلبانه حوصله و البته توان مقابله را از مظفرالدین شاه گرفته بود.

 در تضاد قدرت مردم و ضعف سلطنت باید انقلاب مشروطیت به بار می نشست.

 مظفرالدین شاه در سیزدهم مرداد نسخه ای از مطالبات مردمی را که تشکیل مجلسی از گروههای ممتاز اجتماع بود را امضا کرد.

 اما این امضا مقبول معترضین واقع نشد.

 معترضین معتقد بودند که مجلس باید متشکل از نمایندگان تمام مردم باشد نه گروههای خاص و افزون برآن مجلس نباید مشورتی باشد بلکه دقیقا قانونگذار مملکت باشد.

 شاه فرتوت و بی حوصله قاجار چاره ای جز قبول مطالبات معترضین را نداشت و لاجرم فرمان مشروطیت که دستور تشکیل اولین مجلس شورای ملی بود را امضا کرد.

ده روز بعد هم دار فانی را وداع گفت.

معترضین به تحصن و اعتراض پایان دادند.

اما « که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها».

 مبارزات اجتماعی هرگز در یک نقطه ایستا بعنوان مقصد پیروزی متوقف نمیشود.

 مبارزه نیروهای واپسگرا و تجدد طلبان همچنان ادامه یافت. گروههایی که با حکومت قانون منافع خود را از دست میدادند به انحا و اشکال مختلف و حتی با استناد به شرع و همان قوانین برآمده از مشروطه، مطامع خود را دنبال میکردند.

 در انقلاب مشروطه مردم به کمال آرمان خود نرسیدند اما آموختند که قدرت حکمران هرچقدر قوی باشد در مقابل مطالبات حقه بسی ضعیف می نماید.

 انقلاب مشوطیت ثابت نمود مردمان درمقابل استبداد حکمرانی یا راهی می یابند یا با تجارب خود راهی می سازند.

 تاریخ می آموزد زندگی اجتماعی همواره مبارزه نیروهای ارتجاعی و ترقی خواه است و این مبارزه پایان ناپذیر است.

 تا زندگی و حیات اجتماعی استمرار دارد این تضاد منافع و مبارزه نیز ادامه خواهد داشت اما شکل آن نیز متنوع است.

 گاه به شکل انقلاب ، گاه اصلاحات و گاه بصورت استحاله از درون تجلی می نماید ولی انچه ثابت، محتوم و مسلم می نماید وجود مبارزه حق و باطل است و به حکم تقدیر، باطل رو به افول است و حق نیز پس از مدتی با استحاله مفهومی سنتزی برای مبارزات جدید خواهد شد.

 شناخت نیازهای جامعه و راه برون رفت از چالش ها به مدد همبستگی اجتماعی و استفاده از خرد جمعی امکانپذیر است.

 ایران ما سرامد کشورهای منطقه در حق خواهی و استقرار مناسبات عادلانه می باشد.

 همین خصوصیت در کنار جغرافیای وسیع و متنوع، موجب رشک دشمنان و ترغیب انان به ایجاد چالش های دشوار برای رفاه و آسایش مردمان شده است.

 همبستگی ملی، حفظ تمامیت سرزمینی،گفتگوی نیروهای اجتماعی کلید حل همه چالش های تحمیلی و برساخته خواهد بود.

 ترقی ایران ما، تقدیر غایی تاریخ است.

 سالگرد انقلاب مشروطیت خجسته باد.

 

*وکیل دادگستری، مدیر مسئول فصل سوم

وبلاگ

ارسال نظر