قراردادهای یکسان در قانون الزام؛ گامی رو به جلو یا چالشی برای امنیت حقوقی؟
سمیرا مقدسی*
یکی از مهمترین نوآوریهای قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، پیشبینی قراردادهای یکسان است. اما پرسش اساسی اینجاست که این قراردادها از نظر حقوقی چه جایگاهی دارند؟ آیا رسمیاند یا عادی؟
پاسخ این است که قرارداد یکسان، در زمان تنظیم، سند رسمی محسوب نمیشود؛ بلکه یک سند عادی است که آثار ویژهای برای آن پیشبینی شده است. با ثبت در سامانه، محدودیتهایی نسبت به ملک ایجاد میشود و خلاصهای از اطلاعات معامله در دفتر املاک منعکس میگردد، اما رسمیت واقعی سند زمانی ایجاد میشود که سردفتر اسناد رسمی، معامله را بررسی و تأیید کند.
اینجا یک پرسش مهم مطرح میشود: اگر ثبت الکترونیکی قرارداد بهتنهایی موجب درج خلاصه معامله در دفتر املاک میشود، در حالی که مطابق اصول حقوق ثبت، تنها اسناد رسمی باید مبنای ثبت در دفتر املاک قرار گیرند، این وضعیت چگونه قابل توجیه است؟
در نظام سنتی ثبت، نقش سردفتر صرفاً ثبت اطلاعات نبود؛ بلکه او پیش از تنظیم سند، شرایط اساسی صحت معامله را بررسی میکرد؛ از جمله احراز هویت، بررسی اهلیت، قصد و رضای طرفین، اختیار آنان برای معامله و سایر شرایط مقرر در ماده ۱۹۰ قانون مدنی. این پرسش وجود دارد که در فرایند ثبت الکترونیکی، این نظارت چگونه و با چه معیار علمی و حقوقی جایگزین شده است؟
واقعیت آن است که احراز شرایطی مانند قصد واقعی، سلامت اراده یا حتی رشد معاملاتی افراد، صرفاً با احراز هویت الکترونیکی امکانپذیر نیست. بسیاری از افراد، اگرچه محجور نیستند، اما توانایی کافی برای انجام معاملات پیچیده را ندارند
حتی در نظام فعلی، اگر شخص بیسواد باشد، حضور فرد معتمد الزامی است و عدم رعایت این تشریفات میتواند موجب بیاعتباری سند شود. با این حال، در قراردادهای یکسان، برای بسیاری از این وضعیتها پیشبینی روشنی دیده نمیشود.
برخی تصور میکنند حذف مراجعه به دفترخانه به معنای پیشرفت فناوری است، اما تجربه نظامهای حقوقی پیشرفته، از جمله فرانسه، نشان میدهد که گرچه سالهاست سامانههای الکترونیکی و خدمات برخط توسعه یافتهاند، انتقال مالکیت اموال غیرمنقول همچنان تحت نظارت مستقیم سردفتر انجام میشود. فناوری جایگزین نظارت حقوقی نشده، بلکه ابزار کمککننده به آن است.
از این رو، این پرسش مطرح میشود که آیا زیرساختهای فنی و حقوقی ما به اندازهای توسعه یافتهاند که بتوانند تمام وظایف سنتی سردفتر را بر عهده بگیرند؟ آیا فرهنگ حقوقی جامعه نیز آمادگی پذیرش چنین تغییری را دارد؟
در آییننامه اجرایی قانون، بهویژه از ماده ۱۴، قالبهای مشخصی برای قراردادهای یکسان پیشبینی شده است. این قراردادها متن ثابتی دارند و طرفین حق حذف یا افزودن شروط را ندارند. تنها در موارد محدودی، مانند زمان پرداخت ثمن یا موعد تحویل، امکان اصلاح وجود دارد. بنابراین، آزادی قراردادی تا حد زیادی محدود شده و انعطاف قرارداد کاهش یافته است.
ماده ۱۵ آییننامه نیز محدودیتهای مهمی مقرر کرده است؛ از جمله:
* طرفین باید ظرف سه ماه پس از ثبت قرارداد به دفترخانه تعیینشده مراجعه کنند.
* منتقلالیه تا زمان انجام تشریفات نهایی، حق انتقال مورد معامله را ندارد.
* اگر تمام ثمن پرداخت نشده باشد، ملک در حکم وثیقه یا تضمین حقوق فروشنده قرار میگیرد.
* در صورتی که ظرف شش ماه وضعیت قرارداد در دفترخانه تعیین تکلیف نشود، باید تکلیف آن مشخص شود؛ اما قانون بهصراحت روشن نکرده است که در این حالت قرارداد منفسخ میشود، قابل فسخ است یا امکان تمدید مهلت وجود دارد. همچنین وضعیت عوضین و ثبت ملک نیز ابهام دارد.
طبق آییننامه، ثبت قرارداد یکسان شرایطی نیز دارد؛ از جمله حضور دو شاهد، انجام معامله بهصورت مستقیم و نه از طریق نماینده، و استفاده از حساب امانی برای پرداختها.
پس از ثبت قرارداد، خلاصه معامله به دفتر املاک ارسال میشود و اگر انتقالدهنده مالک رسمی باشد، محدودیتهایی نسبت به ملک ایجاد خواهد شد. سپس طرفین به دفترخانه مراجعه میکنند تا سه موضوع اصلی بررسی شود:
۱. انجام استعلامهای قانونی؛
۲. پرداخت حقوق و عوارض دولتی؛
۳. احراز شرایط اساسی صحت معامله.
اگر سردفتر تشخیص دهد که شرایط ماده ۱۹۰ قانون مدنی وجود نداشته است، موضوع به طرفین اعلام میشود. اما در اینجا نیز ابهام مهمی وجود دارد؛ آیا اعلام سردفتر بهمعنای بطلان معامله است یا فقط دادگاه صلاحیت دارد بطلان را احراز کند؟ و اگر پیش از آن خلاصه معامله در دفتر املاک ثبت شده باشد، وضعیت مالکیت خریدار چگونه خواهد بود؟
این ابهامها نشان میدهد که قانون الزام، هرچند با هدف افزایش شفافیت، کاهش معاملات معارض و حرکت به سمت دولت الکترونیک تصویب شده است، اما همچنان با پرسشهای جدی حقوقی مواجه است. به نظر میرسد این قانون در آینده نیازمند اصلاح و تکمیل خواهد بود تا هم امنیت معاملات حفظ شود و هم نقش فناوری با اصول بنیادین حقوق ثبت و حقوق مدنی هماهنگ گردد.
*وکیل پایه یک دادگستری