از کیفر تا قیمت؛ لغزش پنهان ضمانت اجرا (مهندسی انگیزهها در سایه قانون)
محمدرضا قاسمی*
گاهی قانون با هدف بازدارندگی وضع میشود، اما نتیجهای معکوس به بار میآورد. مسئله فقط «شدت مجازات» نیست؛ مسئله مهمتر، معنایی است که ضمانت اجرا در ذهن مخاطب ایجاد میکند.
اقتصاد رفتاری این پدیده را با مفهومی تحت عنوان «اثر برونرانی انگیزههای درونی» (Crowding-Out Effect) توضیح میدهد. انسانها همیشه صرفاً بر مبنای سود و زیان مالی تصمیم نمیگیرند؛ احساس مسئولیت، وجدان حرفهای، اعتبار اجتماعی و هنجارهای اخلاقی نیز بر رفتار آنان اثر میگذارد. گاه یک جریمه مالیِ بدطراحیشده، همین انگیزههای غیرمالی را تضعیف میکند.
فرض کنید کارمندی بابت تأخیر در ارائه گزارش، تنها پانصد هزار تومان از پاداش خود را از دست بدهد. ممکن است پس از مدتی این مبلغ را نه «مجازات تخلف»، بلکه «هزینه مجاز تأخیر» تلقی کند. اما اگر همان رفتار در ارزیابی حرفهای او ثبت شود، بر ارتقای شغلی اثر بگذارد و مستلزم پاسخگویی مدیریتی باشد، پیام سازمان کاملاً متفاوت خواهد بود: این رفتار صرفاً پرهزینه نیست؛ با استاندارد حرفهای سازمان ناسازگار است.
در فلسفه حقوق از این موضوع با عنوان «کارکرد بیانی حقوق» (Expressive Function of Law) یاد میشود. قانون فقط نمیگوید چه کاری مجازات دارد؛ همزمان به جامعه اعلام میکند چه رفتاری ناپسند، ممنوع، قابل تحمل یا حتی قابل خرید است. خطر از جایی آغاز میشود که «مجازات» در ذهن مخاطب به «قیمت» تبدیل شود.
همین نگاه را میتوان در ماده ۷ قانون Bribery Act 2010 انگلستان دید. در آنجا تمرکز تنها بر مجازات کارمند رشوهدهنده نیست؛ خود سازمان تجاری نیز در معرض مسئولیت قرار میگیرد و باید نشان دهد سازوکارهای مناسب پیشگیری از رشوه را طراحی کرده است. به بیان دیگر، قانون به سراغ «ساختار مدیریت» میرود.
تنظیمگری مؤثر نیز همین منطق را دنبال میکند: همه تخلفات را نمیتوان با یک نسخه درمان کرد. گاهی آموزش، گاهی هشدار، گاهی نظارت و گاهی محرومیت یا مجازات سنگین لازم است.
قانون خوب فقط هزینه تخلف را افزایش نمیدهد؛ باید کاری کند که تخلف، همچنان «تخلف» باقی بماند، نه خدمتی که بتوان قیمتش را پرداخت کرد.
*پژوهشگر حقوق عمومی