«ظرفیت ۶ نفر»؛ از معنای متن تا معنای زندگی!
مهدی هداوند در یادداشتی آورده است: حقوقدان، باید متواضع باشد، گاردش را باز کند تا معانی جدید برای او از پرده بیرون بیایند. از حقوقدان که بگذریم، به عنوان انسان، باید آماده شنیدن و یافتن معانی جدید و کشف معانی جدید برای هستی و برای معنای زندگی باشیم. این با قطعیت حقوقی که مدعای حقوق است تعارضی ندارد.
مهدی هداوند حقوقدان و استاد دانشگاه در یادداشتی نوشته است:
یکی از دوستان نقل می کرد من و دوستم سوار آسانسور شدیم. تابلویی در داخل آسانسور نوشته بود : «ظرفیت ۶ نفر». منتظر بودیم متصدی آسانسور دکمه حرکت را بزند اما نزد. پرسیدیم چرا حرکت نمی کنید؟ گفت مگر تابلو را نمی بینید، نوشته «ظرفیت ۶ نفر»، باید منتظر بمانیم ۴ نفر دیگر هم سوار شوند بعد حرکت می کنیم!
شوکه شدیم. میدانم شما هم شوکه شدید. «معنای» متصدی آسانسور از این «متن» با معنایی که همواره در ذهن ما بود متفاوت است. ممکن است بگوئید «متصدی» بی ربط گفته، «الفاظ عقود [و مقررات] حمل بر معانی عرفیه است» و در عرف این متن یعنی «حداکثر ظرفیت ۶ نفر» و کلمه «حداکثر» مقدر است.
ما حقوقی ها همواره از این «ژارگون»ها در آستین داریم که برای ما همچون «شاه کلید» عمل میکنند و هر دری را با آن باز می کنیم؛ و بسیار از این موضوع مشعوف و خرسندیم زیرا میتوانیم این شاه کلیدها را همچون «برگ برنده» روی زمین بزنیم و همچون «آس» ماجرا، همه ورق های دیگر را با آن جمع کنیم.
بیچاره ورق های دیگر که وقتی آس اوراق در دست ماست، حتی فرصت اظهار وجود هم پیدا نمی کنند و انگار نیستند. این ورق های دیگر که روی زمین هستند، در واقع «معنا»های دیگر یک متن هستند که با بی رحمی ناشی از غلبه «ژارگن»ها بالکل نادیده گرفته می شوند.
بیایید یکی از این ورق های بی ارزش را بررسی کنیم: فرض کنید آسانسور در یک بیمارستان ۱۲ طبقه است و وقت ملاقات است و اگر قرار باشد آسانسور با دو نفر حرکت کند و به طبقات بالا برود و بازگردد، عملاً ممکن است تعدادی از مراجعه کنندگان بعدی از این سرویس برای مدتی محروم شوند، عده ای جلوی آسانسور معطل شوند، و اگر این تنها آسانسور بیمارستان باشد، ممکن است همین رفت و برگشت حتی انتقال تجهیزات و خدمت رسانی به بیماران را به تاخیر بیندازد.
حالا شاید بشود برای معنای جناب متصدی هم ارزشی قائل شد و ورق در دست او را هم کمی جدی گرفت. متن، معنای محصلی ندارد و حتی یک متن ساده، همواره مستعد «کژتابی» است پس حقوقدان باید «فروتن» باشد و افسانه قطعیت او را فریب ندهد؛ باید آغوشش به معانی دیگر گشوده باشد و «منطق حیرانی» او را در برابر متن، فروتن کند.
چطور ممکن است از یک متن ساده سه کلمه ای دست کم دو معنا با دو دلالت مختلف حاصل شود که گاه در دو موقعیت مختلف، قابل پذیرش باشد؛ بعد متن قانون چنین ظرفیتی نداشته باشد.
بگذارید مثال دیگری بزنم که برای خود من اتفاق افتاد. با دوستی وارد یک رستوران شدیم؛ تابلویی جلوی ورودی بود با این عبارت : «حجاب متانت است» که شما هم احتمالاً دیده اید. دوستم اخمی کرد که باز هم همین تابلوهای حجاب را رعایت کنید را زده اند؛ و تازه، ای کاش مستقیم می گفت حجابتان را رعایت کنید، با این تابلو بطور غیر مستقیم خواسته بگوید آنها که حجاب ندارند متانت هم ندارند!
من گفتم یکبار دیگر تابلو را بخوان. گفت خوب مگر چه گفته؛ گفته اگر حجاب داشته باشید، نشانه متانت شماست. گفتم من معنای دیگر هم برداشت میکنم: «حجاب [واقعی، وآنچه حجاب و مانع میان شما و اشخاص متعرض احتمالی میشود؛ آن پوششی نیست که بر سر دارید] بلکه متانت شماست» یعنی « متانت است که حجاب است» و «اگر متانت داشته باشید، این بهترین حجاب است» و دلالت دیگر اینکه «ممکن است پوشش مرسوم را هم داشته باشید، اما این متانت است که از شما مراقبت می کند».
صورت دوستم گل انداخت و کمی بازتر شد و از این مکاشفه سرخوش بود و گفت عجب رستوران دار فرهیختهای! من نمیدانم رستوران دار چنین معنایی را مراد کرده یا نه (نظریه مرگ مؤلف) و یا فقط تابلویی زده تا اداره اماکن به او گیر ندهد و شاید مهم هم نباشد و کاری هم ندارم که دلالت دوم درست است یا نه.
اما ببینید سه کلمه در آسانسور و سه کلمه در رستوران؛ که نه متن تخصصی هستند نه متن قانون و نه متن مقدس؛ ظرفیت های متعددی در کشف معانی مختلف دارند. حقوقدان، باید متواضع باشد، گاردش را باز کند تا معانی جدید برای او از پرده بیرون بیایند.
از حقوقدان که بگذریم، به عنوان انسان، باید آماده شنیدن و یافتن معانی جدید و کشف معانی جدید برای هستی و برای معنای زندگی باشیم. این با قطعیت حقوقی که مدعای حقوق است تعارضی ندارد. خاطرم هست کسی از من پرسید؛ «اشتباه بیّن» چیست که در قانون آمده؛ گفتم «بین بودن» وصف ذاتی متن یا معنا نیست؛ بلکه «هرچه را تبیین کنی، بیّن می شود» و هرچه تبیین نشده، بین نیست و اگر مفهومی برای ما بین نیست، یعنی تا الان برای ما تبیین نشده و اگر تبیین شود بین می شود. چیزی که نزد شما بین است، یا بین نیست؛ ممکن است با تبیین جدید، بین شود؛ و باور شما دود شود و به آسمان برود.
پس صبور باشیم، به متن احترام بگذاریم و او را به سخن گفتن وادار کنیم و از شاهراههای جدید در جهت حفظ و حمایت از حقوق مردم استقبال کنیم و رو به سمت زندگی داشته باشیم.