همه ما که نظام غربی نامتناسب با ایران را «مقدس» میدانستیم، باید «توبه» کنیم
مهدی هداوند*
«چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید»
برنامه نظر نامحبوب (علیه آپارتمان) در یوتیوپ را ببینید و مقایسه کنید با خبر مجوز شهرداری برای ساختوساز در زمینهای زیر سطح شهر.
در این که در اصل انسان حق دارد از زمین، فضای بالای زمین و زیر سطح زمین برای سکونت و اشتغال و تفریح و رفع نیازها بهره ببرد شکی نیست، و من حتی نگاه رومانتیک به محیط زیست و منابع طبیعی را نمیپسندم و حق بهرهبرداری از زمین و مواهب آن را در اصل به انسان میدهم؛ اما نقش دولتها در آمایش سرزمین یا به تعبیر دیگر land planing یا land regulation را به جد باور دارم؛ چیزی که به گفته استاد شرکتکننده در برنامه، تاکنون در بلندمرتبهسازی، آپارتمانسازی، فشردهسازی و تجمیعسازی همراه بوده و حالا با ساخت زیر سطح زمین هم ادامه مییابد که همه اینها منجر به دوری انسان از طبیعت، نبود فضای شخصی ویلایی برای زیست بهتر و عدم اشتغال خانوادگی در کارگاههای کوچک مقیاس شده و حق زندگی شایسته را از ما گرفته و اینک، به نظر میرسد، با گذار به موج سوم آمایش سرزمین تمام این انگارههای به ظاهر بدیهی و سخت، دود شده و به هوا میروند و حالا باید دید نظام حقوقی که با قانون شهرداری دهه ۳۰ و با قوانین و مقررات واپس مانده دهههای پیش، در شهرسازی و اداره روستا، منابع طبیعی، اراضی زراعی و باغات نه تنها با زندگی جنگیده بلکه انسان را بارها مجازات کرده، خانههایش را تخریب، اعاده و قلع بنا کرده، امکان زیست او در کنار طبیعت، خانواده، کارگاه و فضای باز را گرفته و همه اینها را به نام قانونمداری، امنیت غذایی، حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی انجام داده؛ باید چگونه از راهی که رفته بازگردد و تن به تغییرات جدی بدهد و حالا قانونگذار، مجری و قضات محترمی که با این انگارهها تاکنون قاعده وضع کردند، قواعد را اجراء کردند و رای دادند، باید از راهی که رفتهاند و به آن عادت کردهاند (چسبندگی به مسیر) برگردند و انسانِ در طبیعت و ارزش زندگی را به رسمیت بشناسند و همه ماهائی که نظام وارداتی غربی غیرمتناسب با زیستبوم و فرهنگ ایرانی را «مقدس» میپنداشتیم و تدریس میکردیم باید «توبه» کنیم و یاد بگیریم که پیش از هرچیز باید به خود برگردیم و ایرانی بودمان را جدی بگیریم و «بشویم آنچه که هستیم».
*حقوقدان و استاد دانشگاه