یادداشت وکیل سید حسین حسینی
استقلال را با دست خودمان قربانی نکنیم!
سیدحسین حسینی*
من واقعاً از بعضی همکاران وکیل تعجب میکنم!
چطور ممکن است کسانی که سالها از استقلال نهاد وکالت سخن گفتهاند و خود را مدافع این استقلال میدانند امروز، با امضای طومار و درخواست دخالت دادستان کل کشور در امور صندوق حمایت و شکایت از اعضای هیئت مدیره آن عملاً به استقبال دخالت بیرونی در یکی از مهمترین نهادهای وابسته به جامعه وکالت بروند؟
مگر فراموش کردهایم که چندی پیش چه تلاشهایی برای ادغام صندوق حمایت وکلا در سازمان تأمین اجتماعی و سایر نهادها صورت گرفت؟ مگر فراموش کردهایم که استقلال این صندوق تا چه اندازه برای بقای نهاد مستقل وکالت اهمیت دارد؟ آیا آن روز که زمزمه ادغام صندوق و از بین رفتن هویت مستقل آن مطرح بود همه نگران نبودیم؟ پس چگونه امروز خودمان خواستار باز شدن پای نهادهای بیرونی به امور همین صندوق شدهایم؟ اگر با عملکرد یک یا چند عضو هیئت مدیره مشکل داریم راه حل آن چیست؟ آیا راه حل این است که به جای استفاده از ظرفیتهای قانونی و صنفی خودمان از دادستانی کل کشور بخواهیم وارد ماجرا شود؟
مگر صندوق حمایت فاقد بازوهای نظارتی و اجرایی است؟ مگر انتخابات برای همین نیست که اعضای جامعه وکالت بتوانند با انتخاب درست و نظارت مسئولانه مدیران خود را پاسخگو کنند؟ مگر ما خانه صنفی خودمان را نداریم که اگر در آن اختلاف یا اشکالی وجود دارد نتوانیم در داخل همین خانواده آن را حل و فصل کنیم؟
قرار نیست چون از عملکرد اشخاصی ناراضی هستیم خانه خودمان را به دیگران بسپاریم!
باید میان نقد مدیران و تخریب یک نهاد تفاوت قائل شد. ممکن است به عملکرد یک مدیر اعتراض داشته باشیم. ممکن است خواهان پاسخگویی باشیم. ممکن است حتی معتقد باشیم تخلفی صورت گرفته و باید با آن برخورد شود. اما هیچ کدام از این موارد مجوزی برای تضعیف استقلال نهادی نیست که موجودیت و آینده آن به استقلال جامعه وکالت گره خورده است.امروز با یک درخواست ساده و یک امضا شاید تصور کنیم صرفاً خواهان رسیدگی به عملکرد چند نفر هستیم. اما باید به پیامدهای چنین درخواستی هم فکر کنیم. وقتی خودمان از بیرون خواستار دخالت در امور صندوق میشویم فردا با چه منطقی میتوانیم در برابر تعیین ناظر قضایی یا هر نوع مداخله بیرونی در اداره این نهاد اعتراض کنیم؟
اگر قرار باشد هر اختلاف صنفی با شکایت به مراجع بیرونی و درخواست ورود آنها حل شود، پس استقلال صنفی چه معنایی دارد؟ استقلال فقط یک شعار برای روزهای سخنرانی و انتخابات نیست. استقلال یعنی وقتی در داخل خانه خودمان اختلافی پیش میآید، ابتدا به ظرفیتهای قانونی و سازوکارهای خودمان تکیه کنیم. استقلال یعنی مدیران را نقد کنیم اما نهاد را قربانی اختلاف با مدیران نکنیم. استقلال یعنی اجازه ندهیم نارضایتی از اشخاص بهانهای برای تضعیف ساختارهای مستقل جامعه وکالت شود.
دلسوزی برای صندوق حمایت با تیشهزدن به ریشه استقلال آن سازگار نیست. اینکه عدهای با نیت اصلاح امور خواستار ورود بیرونی شوند، لزوماً به معنای آن نیست که نتیجه کارشان هم اصلاحی باشد. گاهی دلسوزیهایی که بدون توجه به عواقب انجام میشوند همان حکایت معروف دوستی خاله خرسه را تداعی میکنند. ما با اشخاص عقد اخوت نبستهایم و هیچ مدیری فراتر از نقد و پاسخگویی نیست. اما با خانه صنفی خودمان چرا باید چنین کنیم؟ صندوق حمایت یکی از پشتوانههای مهم جامعه وکالت است و باید مراقب باشیم اختلاف با مدیران آن به بهای تضعیف استقلالش تمام نشود.اگر تخلفی وجود دارد باید مستند و قانونی پیگیری شود. اگر مدیری پاسخگو نیست باید از او پاسخ خواست. اگر سازوکار نظارتی نیازمند اصلاح است باید برای اصلاح آن تلاش کرد. اما نباید با دست خودمان مسیری را باز کنیم که فردا بستن آن به این آسانی نباشد.
همکاران عزیز!
استقلال نهاد وکالت را فقط دیگران از ما نمیگیرند. گاهی خودمان با تصمیمهای عجولانه و با دستان خودمان زیر پای استقلال را خالی میکنیم.
بیایید میان مطالبه پاسخگویی و دعوت به مداخله تفاوت قائل شویم. بیایید به جای سپردن سرنوشت خانه صنفی خودمان به دیگران آن را با نظارت و مسئولیتپذیری خودمان اصلاح کنیم.ما حق داریم مدیران را نقد کنیم. حق داریم مطالبهگر باشیم. حق داریم با هرگونه تخلف برخورد کنیم. اما حق نداریم به نام اصلاح امور از استقلال نهادی هزینه کنیم که حفظ آن وظیفه همه ماست.
صندوق حمایت ملک شخصی هیچ مدیری نیست اما ملک و میراث مشترک جامعه وکالت است. از مدیران میگذریم اما نباید از استقلال بگذریم.
* رئیس پیشین کانون وکلای دادگستری استان سمنان