یک فعال حوزه آسیبهای اجتماعی در گفتگو با فصل سوم:
ضعف سیستماتیک نهادها برای حمایت از زنان و دختران در معرض آسیب؛ بهزیستی آنها را میراند
یک فعال حوزه آسیبهای اجتماعی میگوید: برخی از نهادهای حوزه آسیبهای زنان سعی میکنند زنان و دختران را به صورت غیرمستقیم به این باور برسانند که اگر در خانه مورد اذیت و آزار قرار گیرند بهتر از این است که از خانه بیرون بیایند زیرا مورد آزار بیشتری قرار میگیرند. پس بهتر است شرایط و آسیبهای خانه را تحمل کنند.
شادی مکی؛
مدتی پیش، سید حسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور درباره پیشنهاد کاهش سن پذیرش دختران و زنان خودسرپرست تحت پوشش بهزیستی گفته بود: درخواستهایی از برخی استانها برای کاهش سن پذیرش مطرح شده است، اما سیاست سازمان اعمال این تغییر بهصورت عمومی نیست و هر مورد بر اساس شرایط فردی بررسی خواهد شد.
آنطور که مشخص است ضوابط سازمان بهزیستی، سن پذیرش دختران و زنان خودسپرستی که نیازمند حمایتهای این سازمان هستند را ۴۵ سال تعیین کرده است. برخی کارشناسان معتقدند که این سخن موسوی چلک به معنای مخالفت با کاهش سن پذیرش این گروه از شهروندان نیست بلکه به معنای آن است که سازمان بهزیستی نمیخواهد این کاهش سن را به عنوان یک قاعده کلی بپذیرد اما به صورت موردی شرایط افراد بررسی و در صورت واجد شرایط بودن، مورد پذیرش قرار میگیرند.
بهزیستی زنان در معرض آسیب را میراند
«سپیده علیزاده» اما در گفتگو با فصل سوم معتقد است که به صورت کلی دستورالعملهای سازمانهای حمایتی با شرایط موجود همخوانی ندارند و به جای تسهیلگر بودن، شرایط را دشوارتر میکنند.
این فعال اجتماعی توضیح میدهد که در جامعه ما هنوز زنان و دخترانی که در دل خانه و خانواده در معرض آسیب قرار میگیرند از حمایتهای رسمی برخوردار نیستند: به این معنا که اگر این زنان یا دختران توسط محارمشان مورد تعرض یا ضرب و جرح قرار گرفتند یا اگر از خانه بیرون انداخته شدند از این موضوع اطمینان خاطر ندارند که اماکن امنی وجود دارد که آنها را بیقید و شرط پذیرش میکند و مورد حمایت قرار میدهد.
به گفته این روانشناس، قوانین و قواعد بهزیستی برای پذیرش زنان هر روز سختتر میشود. بهزیستی این گروه از زنان و دختران را به جای جذب کردن به بهانهها مختلف میراند یک روز به بهانه کرونا، یک روز به بهانه جنگ، یک روز به بهانه تکمیل ظرفیت و روز دیگر به بهانه داشتن بیماریها یا شرایط خاص. به عنوان مثال دختر کم سن و سال مبتلا به اعتیاد نمیتواند تحت حمایت سازمان بهزیستی قرار گیرد. نتیجه اینکه اگر دختران ما به هر دلیلی از خانه بیرون بیایند جانپناهی ندارند مگر اینکه گاهی بتوانند در گرمخانهها شب را به صبح برسانند اگرچه در حال حاضر گرمخانهها هم قوانین و شرایط خاصی را برای پذیرش زنان و دختران در نظر گرفته است و پذیرشها بیقید و شرط نیست.
این فعال حوزه آسیبهای اجتماعی خاطرات تلخی را به یاد میآورد: دختری که تحت آزار نزدیکانش قرار داشت با من تماس گرفت و اطلاع داد برای تامین امنیت خودش قصد آمدن به تهران را دارد و از من راهنمایی گرفت که باید به کجا مراجعه کند. من شماره بهزیستی را به او دادم اما در تماسها بعدی متوجه شدم که او را دست به سر کردهاند.
او وضعیت را در شهرستانها وخیمتر توصیف میکند: در شهرستانها یک سری امکانات اصلا وجود ندارد به عنوان مثال در بسیاری از شهرستانها کمپ ترک اعتیاد برای زنان وجود ندارد. از طرفی حساسیت نسبت به زنان در شهرستانها بیشتر است و به همین دلیل احتمال اینکه زنان بیشتری نیاز به حمایتهای بهزیستی و مراکز شبهخانواده داشته باشند افزایش یابد در حالیکه امکانات لازم وجود ندارد. در این وضعیت برخی از دست اندرکاران حوزه آسیبهای زنان سعی میکنند زنان و دختران را به صورت غیرمستقیم به این باور برسانند که اگر در خانه مورد اذیت و آزار قرار گیرند بهتر از این است که از خانه بیرون بیایند زیرا مورد آزار بیشتری قرار میگیرند. پس بهتر است شرایط و آسیبهای خانه را تحمل کنند.
علیزاده با اشاره به این سخن معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی مبنی بر اینکه از ادارات بهزیستی برخی استانها پیشنهاد کاهش سن پذیرش زنان و دختران خودسرپرست را مطرح کردهاند، میگوید: طرح این پذیرش به معنای احساس نیاز برای افزایش ظرفیت پذیرش زنان و دخترانی است که در شرایط امن قرار ندارند و این درخواست کاملا درست و منطقی است. اما بهزیستی به صورت کلی تمایل دارد مسئولیتهای کمتری را بپذیرد در همین راستا هم مسائلی مانند محدودیت بودجه یا نیروو… را مطرح میکنند.
ناکارآمدی سیستماتیک برای حمایت از زنان در معرض آسیب
این روانشناس ناکارآمدی سیستم حمایتی از زنان و دختران در معرض آسیب را یک زنجیره به هم پیوسته توصیف میکند: این موضوع که دختران و و زنان جوانتر آگاهتر شدهاند که مجبور نیستند به هر قیمتی به زندگی در شرایط نامساعد ادامه دهند، و به فکر استفاده از خدمات حمایتی سازمانهایی مثل بهزیستی میفتند، اتفاق خوبی است. از طرف دیگر اما، واقعیت این است که شرایط سختتر شده و به همین دلیل سن آسیبدیدگی دختران هم کمتر شده است. ما شواهد این موضوع را در پاتوقهای معتادان میبینیم. به این معنا که کف خیابانها و پاتوقها شاهد حضور دختران بسیار جوانی هستیم که به سرعت تبدیل به کارتنخوابها و معتادان ته خطی میشوند. هر قدر آنها جوانتر و زیباتر باشند زودتر مورد آزار و سوءاستفادههای مختلف قرار میگیرند. شواهد هم نشان میدهد که سن آسیبهای اجتماعی در میان زنان در حال کاهش است.
این فعال حوزه کاهش آسیبهای اجتماعی با انتقاد از اینکه سن آسیبهای اجتماعی در میان زنان کاهش یافته اما دستورالعملها در این حوزه با وضعیت موجود همخوانی ندارد و پاسخگو نیست، ادامه میدهد: گاهی دستورالعملها به جای تسهیلکننده بودن، دستوپاگیر هستند. استانها از بهزیستی کشور خواستهاند که این دستورالعملها را اصلاح و تسهیل کند تا افراد بیشتری تحت حمایت قرار گیرند مثلا اگر فردی به جای ۱۸ سال ۱۷ داشت بتوان شرایط او را بررسی و در صورت ضرورت پذیرش کرد اما محدودیتهایی که دستورالعملها ایجاد میکنند باعث میشوند که افراد نیازمند کمک نتوانند در شرایط بهبود قرار گیرند. را به گردن ما میاندازد بدون اینکه کمکی به آن فرد کند.
این فعال حوزه آسیبهای اجتماعی با تاکید براینکه مشکلات ناشی از ضوابط دست و پا گیر تازگی ندارد، بیان میکند: نه تنها سازمان بهزیستی بلکه همه سازمانهایی که از سمنها برای موضوعات اجتماعی کمک و خدمات دریافت میکنند، قراردادها و تفاهمنامههایشان را بهگونهای تنظیم میکنند که مسئولیت کمتری بر دوش سازمان باشد و مسئولیتها بیشتر بر عهده سمن طرف قرارداد و خدماتدهنده باشد. سازمانها به این موضوع فکر نمیکنند که خدماتگیرندگان از رفاه و حمایت بیشتری برخوردار باشند بلکه بیشترین تمرکز سازمانهای مذکور بر این است که مشکلات حقوقی برایشان ایجاد نشود. با چنین رویکردی خدماتگیرنده یا همان فرد نیازمند حمایت است که در شرایط نامناسب قرار میگیرد.