در نقد عملکرد سامانه شفافیت

شفافیت عملکرد وکلا با روش کمی قابل ارزیابی است؟

شفافیت عملکرد وکلا با روش کمی قابل ارزیابی است؟

مهدی هوشیار*

آن یکی در وقت استنجا بگفت/که مرا با بوی جنت دار جفت

گفت شخصی خوب ورد آورده ای/لیک سوراخ دعا گم کرده ای

در هفته قوه قضاییه از سامانه شفافیت عملکرد وکلا و کارشناسان دادگستری رونمایی شد. صرف نظر از ایرادهای وارد بر این سامانه از حیث نقض استقلال کانون‌های وکلا و کارشناسان، افشای اطلاعات محرمانه و هویتی مشمولین قانون و فقدان حد میان حفظ حریم شغلی با شفافیت عملکرد، اگر مراد از پیش بینی چنین سامانه‌ای افزایش آگاهی و اعتماد عمومی و اعطای حق انتخاب آگاهانه مردم جهت دسترسی به خدمات حقوقی و تخصصی است، با کیفیت فعلی نه تنها محقق نمی‌شود که نقض غرض است و فرسنگ‌ها با فلسفه وجودی قانون فاصله دارد.

پرسش اصلی آن است که اساساً شفافیت عملکرد را می‌توان با روش کمی ارزیابی کرد و داده‌های حاصل از چنین تحلیلی قابل اتکا است؟

تحقیق کمی یا Quantitative Research یک روش‌ در پژوهش‌های علمی است که بر پایه تحلیل داده‌های عددی و رویکرد داده‌ محور و قابل اندازه گیری بنا شده است. استفاده از این روش به منظور شفافیت عملکرد وکلا و کارشناسان دارای اشکالات اساسی است؛ از جمله آنکه:

 

 نخست آنکه: داده‌های کمی اطلاعات ساختار یافته و از پیش تعیین شده را جمع آوری می‌کنند. لذا با مشاهده نتیجه تحلیل کمی و آماری ممکن است یک( الگوی غیرمنتظره) را شاهد باشیم.

برای نمونه، وکیلی با سابقه بالا با تعداد پرونده‌های کم و وکیل جوان و نو ورود به حرفه را با تعداد پرونده‌های بالا نشان داده و شهروندان را بر اساس این الگو به انتخاب سوق دهد، بدون آنکه مجال کاوش عمیق بدهد.

 

دوم آنکه: روش کمی با استفاده از ابزارهای آماری مانند spss، تجربیات وکلا و کارشناسان، تخصص آنها، میزان پایبندی به الگوها و روش‌های اصولی و حرفه‌ای را نشان نمی‌دهد و لذا از حیث نتیجه قابل اعتماد نیست.

ارزیابی عملکرد حِرَف تخصصی منوط به بررسی فرایندهای پیچیده، چند لایه و مرتبط با عوامل و دستگاه‌های مختلف است که اگر با تحلیل‌های دقیق، عمیق و قابل اعتماد مورد ارزیابی قرار نگیرند، نتایج نادرستی ارائه می‌کنند. 

 

سوم آنکه: در روش کمی هدف از تحلیل، آزمون فرضیه و شناسایی روابط علی و معلولی است. آیا وکیلی که تعداد پرونده‌های بالایی دارد لزوماً شخص موفقی است؟

یا وکیلی که تعداد پرونده‌های جاری و مختومه او پایین است، مورد اقبال نبوده و یا کم دانش و ناموفق است؟ آیا وکیلی که دارای محکومیت انتظامی است، غیر معتبر است؟ آیا وکیلی که پرونده انتظامی جاری دارد، متخلف است؟ بی تردید روش کمی ابزار مناسبی برای این تحلیل نیست، چرا که بینش و درک کاملی از واقعیت به ما نشان نمی‌دهد. 

 

چهارم آنکه: در روش تحلیل کمی و آماری معمولا نتایج به کل جامعه تسری داده می‌شود، در حالی که در حِرَف تخصصی، عملکرد غالباً قائم به شخص است و نتایج تعمیم پذیر نیست. تعمیم پذیری چنین نتیجه‌ای گمراه کننده و گاهی خطرناک است و به جلب یا سلب ناموجه اعتماد عمومی منتهی خواهد شد.

 

پنجم‌ آنکه: در روش تحلیل کمی، اطلاعات خام جمع آوری شده و به داده‌های معنادار تبدیل می‌شوند، سپس وارد دستگاه عددی می‌شوند و با کمک روش‌های آماری مورد تحلیل قرار می‌گیرند. آنالیز اطلاعات بر اساس روش‌های آماری جهت شفافیت عملکرد مشاغل کافی نیست و برونداد عددی نتایج درستی را لزوماً به دست نخواهد داد. برای ارزیابی عملکرد مشاغل، تجزیه و تحلیل توأمان کمی و کیفی شرط لازم آنالیز صحیح است که به ابزارهای مهمی همچون ذهن، فلسفه، منطق، استدلال و روانشناسی و جامعه شناسی نیاز دارد تا به تفسیر درست الگوی رفتاری نمونه مورد پژوهش از جمله وکلا و کارشناسان منتهی شود.

با توجه آنچه به نحو اجمالی گفته شد سامانه‌ای که با شرایط فعلی و استفاده از روش کمی راه اندازی شده است نه با فلسفه شفافیت سازگار است و نه به آثار و نتایج مورد انتظار خواهد رسید. نفس شفافیت عملکردی در هر حرفه‌ای از جمله وکالت که عهده‌دار ارائه خدمات عمومی است مطلوب است، به شرطی که سازوکار صحیح و اصولی آن را تعیین و اجرا کنیم و آن را بر مدار منطقی استوار سازیم.

 

*وکیل پایه یک دادگستری و عضو هیات مدیره کانون وکلای فارس و کهگیلویه و بویراحمد، دکتری تخصصی حقوق

وبلاگ

ارسال نظر