چالش شاخص‌های جهانی رفاه ذهنی در ایران؛ از عدم بومی‌سازی تا نتایج گمراه‌کننده

چالش شاخص‌های جهانی رفاه ذهنی در ایران؛ از عدم بومی‌سازی تا نتایج گمراه‌کننده

مرکز پژوهش‌های مجلس نسبت به کاربرد مستقیم شاخص‌های غربی سنجش رفاه ذهنی در ایران هشدار داد. بر اساس این گزارش، شاخص‌هایی مانند نظرسنجی گالوپ و OECD به دلیل وابستگی به ارزش‌های فرهنگی غرب، در ایران نتایج گمراه کننده‌ای به همراه دارند. این گزارش بر ضرورت طراحی شاخص‌های بومی و گنجاندن آن‌ها در نظام آماری کشور برای سیاست گذاری دقیق تر تأکید دارد.

به گزارش فصل سوم به نقل از مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، دفتر افکار سنجی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در گزارش«معرفی شاخص های جهانی سنجش افکار(۳) :شاخص های رفاه ذهنی از منظر افکار عمومی» آورده که در این گزارش، ادبیات نظری و شاخص‌های جهانی مرتبط با رفاه ذهنی، بررسی شده است. 

در ادامه عنوان شده که برای این منظور، تعاریف نظریه‌پردازان و شاخص‌های پرکاربرد بین‌المللی تحلیل و دسته‌بندی شده‌اند. در این بررسی، دو رویکرد اصلی در سنجش رفاه ذهنی شناسایی شد: رویکرد اروپایی که بر عدالت اجتماعی و خدمات دولتی تأکید دارد، و رویکرد آمریکایی که بر رضایت فردی و احساس خوشبختی متمرکز است.

در این گزارش گفته شده که همچنین، تفاوت‌هایی میان روش‌های جهانی و ایرانی در سنجش این سازه مشاهده می‌شود؛ به‌طوری‌که در سطح جهانی، شاخص‌ها مختصر، منسجم و منظم‌اند، درحالی‌که در ایران سنجش‌ها اغلب گسترده، مقطعی و فاقد تداوم هستند. براساس بررسی‌ها، سه شاخص «رضایت از زندگی»، «وضعیت عواطف (هیجانات مثبت و منفی)» و «ارزیابی رفاه ذهنی اقتصادی» بیش از سایرین در سازمان‌های بین‌المللی و مراکز تحقیقاتی کاربرد دارند و از ارکان اصلی ابزارهای جهانی؛ مانند نظرسنجی گالوپ و شاخص زندگی بهتر سازمان توسعه و همکاری اقتصادی به شمار می‌آیند. بااین‌حال، این شاخص‌ها بر زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی کشورهای غربی استوارند و استفاده مستقیم از آنها در ایران، بدون تعدیل و بومی‌سازی، ممکن است به نتایج ناقص یا نادرست منجر شود.

در بخش یافته‌های کلیدی این گزارش هم عنوان شده که شاخص‌های مختلفی برای سنجش رفاه ذهنی وجود دارد که برخی از آنها بر دولت رفاه و خدمات آن متمرکز هستند، درحالی‌که برخی دیگر به بررسی ابعاد بهزیستی ذهنی و عوامل مؤثر بر آن می‌پردازند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که رفاه ذهنی نه‌تنها تحت‌تأتیرشرایط اقتصادی و اجتماعی، بلکه به‌ویژه به فرهنگ و ارزش‌های جامعه نیز وابسته است.

در این گزارش به شاخص‌ها و سازمان‌های مرتبط با جریان‌های بهزیستی ذهنی و نگرش به دولت رفاه اشاره شده و آمده که شاخص‌های بهزیستی ذهنی شامل رضایت از زندگی با محوریت رضایت از کار، سلامت، خانواده و نداشتن احساسات منفی است. 

در ادامه این محور آمده که سازمان‌ها و نهادهای مهمی به سنجش بهزیستی ذهنی پرداخته‌اند که ازجمله آنها می‌توان به سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، سازمان بهداشت جهانی، مؤسسه پژوهشی گالوپ و بانک جهانی اشاره کرد، نکته مهم دراین‌خصوص توجه تلفیقی دو جنبه رفاه مادی و برداشت‌های ذهنی در گزارش‌های بانک جهانی است.

در این گزارش بیان شده که شاخص‌های نگرش به دولت رفاه شامل رضایت از عملکرد دولت رفاه، نگرش به مسئولیت‌های دولت رفاه و دیدگاه‌ها در مورد کیفیت دولت است و مهم‌ترین نهادی که به‌طور ادواری به تهیه این شاخص‌ها می‌پردازد، کمیسیون پژوهشی اتحادیه اروپا است.

در بخش پیشنهادات هم عنوان شده که نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که شاخص‌های بین‌المللی سنجش رفاه ذهنی، اغلب بر پایه مفاهیمی شکل‌گرفته‌اند که با ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و ارزشی کشورهای غربی و اروپایی هم‌خوانی دارند. در نتیجه، استفاده از این شاخص‌ها بدون بازنگری و تعدیل، در فضای اجتماعی ایران با چالش‌های جدی مواجه است و ممکن است نتایج به‌دست‌آمده گمراه‌کننده یا ناقص باشند. ازاین‌رو، به‌جای تکیه‌بر این شاخص‌ها برای ارزیابی سطح رفاه ذهنی در ایران، می‌توان از آنها به‌عنوان ابزارهایی مقدماتی بهره گرفت که شناخت بهتری از رویکردهای سنجش فراهم می‌کنند و زمینه را برای طراحی شاخص‌های سازگار با شرایط بومی مهیا می‌سازند. 

در ادامه تصریح شده که در ادامه این مسیر، توجه به ابعاد سیاستی رفاه ذهنی ضروری است. گنجاندن سنجه‌های ذهنی در نظام آماری رسمی کشور، تدوین چارچوب‌های مفهومی بومی، ایجاد نهادهای نظارتی برای پایش مستمر این شاخص‌ها، و ترجمه داده‌های ذهنی به سیاست‌های اجرایی، می‌تواند گامی مؤثر در جهت ارتقای کیفیت زندگی و تقویت تصمیم‌گیری‌های مبتنی‌بر تجربه زیسته افراد در جامعه ایران باشد.

انتهای پیام/

جامعه

ارسال نظر