جایگذاری شخصیت "عصیانگر" در ساختار کاراکتریک جامعه از نگاه جرمشناسی با تمرکز بر فیلم جوکر
سعید مقصودی*
جرمشناسی معاصر، جرم را صرفا حاصل تصمیم فردی یا ویژگی های ذاتی مجرم نمیداند بلکه در بسیاری از رویکردهای خود رفتار مجرمانه را در ارتباط تنگاتنگ با محیط اجتماعی فرآیند طرد اجتماعی، ناکامی، برچسبزنی و.. واکنش جامعه بررسی میکند. از این منظر شخصیت "عصیانگر" یکی از سوژههای قابل تأمل در تحلیل جامعه معاصر است.
فیلم سینمایی Joker به کارگردانی تاد فیلیپس امکان مناسبی برای مطالعه این شخصیت فراهم میکند
آرتور فلک، شخصیت اصلی فیلم در آغاز فردی منزوی و حاشیهای است که در شرایط اقتصادی و اجتماعی نامطلوب زندگی میکند و در تلاش است جایگاهی برای خود در جامعه پیدا کند. اما مجموعهای از تجربههای تحقیر، طرد، خشونت و فروپاشی حمایتهای اجتماعی، مسیر او را به سوی نوعی عصیان فردی سوق میدهد.
یکی از پرسشهای اساسی در تحلیل شخصیت آرتور این است که آیا باید او را صرفا یک مجرم دانست یا باید فرآیندی را که به شکلگیری هویت عصیانگر او منجر شده نیز بررسی کرد؟
جرمشناسی کلاسیک عمدتا بر رفتار مجرمانه و مسئولیت فردی تمرکز دارد اما رویکردهای اجتماعیتر جرمشناسی، توجه را به زمینههایی مانند فقر، نابرابری، بیثباتی خانوادگی، فقدان حمایت اجتماعی و طردشدگی معطوف میکنند که نگارنده در ذیل این یادداشت به این موضوعات پرداخت تحلیلی پژوهشی می نماید.
مکاتب جرمشناسی مرتبط با کاراکتر "عصیانگر": نظریه "فشار اجتماعی"
رابرت کی. مرتن معتقد بود جامعه گاهی اهدافی مثل ثروت، موفقیت و منزلت اجتماعی را به افراد تحمیل میکند، اما فرصتهای مشروع برای رسیدن به این اهداف برای همه برابر نیست.
آرتور در ابتدای فیلم فردی است که به دنبال پذیرفتهشدن است. او میخواهد دیگران را بخنداند، شغل خود را حفظ کند و به عنوان یک انسان دیده شود. با این حال، جامعه پیرامون او الزاما پاسخ مناسبی به نیاز او برای تعلق اجتماعی نمیدهد.
از این منظر " عصیان" در مورد آرتور یک وضعیت اولیه نیست بلکه نتیجه یک فرآیند تدریجی است. شخصیت او بهتدریج از فردی که خواهان پذیرش اجتماعی است به فردی تبدیل میشود که اساساً نظم اجتماعی موجود را به رسمیت نمیشناسد.
نظریه "یادگیری اجتماعی"
رونالد آکرز و پیش از او ادوین ساترلند بر این ایده تاکید کردند که رفتار مجرمانه میتواند آموخته شود.
مثلاً فردی که از کودکی در محیطی باشد که:
جرم عادی تلقی شود، دوستان مجرم داشته باشد، رفتار مجرمانه تشویق شود، رفتار قانونی پاداش چندانی نداشته باشد و در یک جمله عوامل درونی و بیرونی جامعه او را به سمت بزهکاری سوق دهند به تدریج مهارت بزهکاری را به دست می آورد .
جوکر در ابتدا فردی معصوم، ساده و همسو با ارزشهای جامعه است، کسی که تنها سعی می کند با وجود زخم های بی شمار هویتی به عنوان عنصر مطلوب جامعه شناخته شود و بر همین اصل قوانین مدون و آموزههای اخلاقی جامعه را نادیده نمی گیرد.
اما به تدریج جامعه دست به بازی خطرناکی با جوکر می زند و او را در بستری قرار داده که قانون و هنجار را به چالش کشیده و بر حقیقت وجودی این مفاهیم ارزش چندانی قاعل نمی شود
نظریه "برچسب زنی"
بر اساس این رویکرد، جامعه صرفا با کشف جرم با یک فرد برخورد نمیکند؛ بلکه نحوه واکنش اجتماعی میتواند بر هویت فرد نیز تأثیر بگذارد. فردی که دائماً با عناوینی تحقیرآمیز، تمسخر یا طرد اجتماعی مواجه میشود، ممکن است بهتدریج فاصله خود را با هویت مورد انتظار جامعه افزایش دهد.
آرتور پیش از آنکه "جوکر" شود، فردی است که دیگران درباره او تصمیم میگیرند
اما نقطه مهم فیلم زمانی شکل میگیرد که آرتور دیگر نمیخواهد همان هویتی را که جامعه برای او تعریف کرده بپذیرد. "جوکر" در این معنا فقط یک نام نیست بلکه یک هویت جایگزین است.
واکنش جامعه به کاراکتر "عصیانگر"
یکی از نکات مهم فیلم، صرفا رفتار آرتور نیست بلکه واکنش جامعه به "جوکر" است.
پس از تبدیل شدن آرتور به یک شخصیت نمادین، رفتار فردی او از سطح یک کنش شخصی فراتر میرود و به بخشی از یک نارضایتی جمعی تبدیل میشود. در این مرحله، شخصیت عصیانگر دیگر فقط یک فرد نیست بلکه به نمادی تبدیل میشود که گروهی از افراد میتوانند نارضایتیهای خود را در آن بازتاب دهند.
این مسئله از دیدگاه جرمشناسی اجتماعی اهمیت ویژهای دارد. برخی رفتارهای مجرمانه، هنگامی که در بستر نارضایتی جمعی قرار میگیرند، ممکن است معنای اجتماعی متفاوتی پیدا کنند. فرد مجرم میتواند در نگاه برخی افراد از "بزهکار" به "نماد اعتراض" و "قهرمان" تبدیل شود.
ناگفته پیداست که در این صورت کنترل و متوقف نمودن عصیانگر و پیروان ایشان عملا غیر ممکن و خارج از اراده جامعه و نظم سیاسی حاکم بر آن است و در صورت عدم کنترل می تواند آسیب های قابل توجهی بر ساختار نظم حاکم بر جامعه وارد نماید.
نتیجهگیری
بر اساس یافتههای نوین علم جرم شناسی و در راستای تحلیل مکاتب این علم با علم جامعهشناختی میتوان این چنین نتیجهگیری نمود که تاثیر ساختار های شناخته شده اجتماعی در بازیافتن و کنترل کاراکتر افراد و هدایت آن در مسیر همسویی با هنجار های پذیرفته شده قانونی امری غیرقابل انکار است بر همین مبنا لازم و ضروی است که کد های شناختی جامعه اعم از عامه، بازوی نظارتی و قوای تنبیهی قبل از برچسب زنی، منکوب و حذف نمودن مجرمین به اصلاح ایشان و پیش گیری از جرم پرداخته تا از این طریق به کنترل کاراکترهای عصیانگر جامعه پرداخته شود.
*وکیل پایه یک دادگستری، کارشناس ارشد جرم و جزا